شعر شب اول چله ی زیارتی حرم رضوی

 

دوستان اولین شب حرمو رفتم می خوام هر 40 شبی که می رم یک شعر بگم تو حرم اقا و اینم شعر شب اول:

من آمدم دوباره حریم رضا، رضا

یک چله خوانمت، جانم شها، رضا

مهرجانانه بود، مهر میان من و تو

این مهر شهره شد به همه شهرها رضا

با آرزوی تسلی خویش و غیر

با صد امید آمده ام این سرا، رضا

من خود مریض معاصی و سایرین جسمی

اخر چله یقین، می دهیم شفا رضا

دنیایمان که با عنایتتان رو به لذت است

وقت صراط هم تو نگاهی نما رضا

سینه ات مخزن اسرا الهیس، امام

در یم علم شما، قطره چو دریا، رضا

تو مهربان و رئوفی به چشم خود دیدم

مرتبا صله دادی به این گدا، رضا

ولی امام یک دعای من زمین مانده

پایان غیبتش نمی رسد آخر چرا رضا

گره غیبت او باز شو لب بگشا

باشد بلند شان دعای شما رضا

تعجیل فرج حضرتش صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

/ 0 نظر / 8 بازدید