شب دوم حرم رفتنو شعر شب دوم:

شب دوم حرم رفتن و شعر شب دوم:

به نام خدای اربابم...

در دو راهی جهنم و بهشت، مانده دلم

منقلب گشته در این معرکه کل پیکرم

لقمه ام پاک، رحم پاک، تشیع زادم

با ولای علوی گشته عجین آب و گلم

گرچه خوب است شرایط چرا واماندم

لشگر کفر عظیم است شکسته کمرم

چله ای پیش تو آیم که کمر راست کنم

با نگاه تو کمر راست، زمینش بزنم

تو پناه همه عالم نه فقط ایرانی

همه عالم به فدایت، به فدایت پدرم

بی ولای تو در این معرکه تنها بودم

عشق تو شعله به جانم زد و شد دردسرم

قلب من سنگ شده این اثر عصیان است

آخرش ذوب کند عشق تو قلب حجرم

پادشاها جهت پاک شدن راهی هست

در دفاع عتباتت بدهم جان و سرم

اشهد ان امامی، به خون می گویم

لحظه ی " بذله مهجه" بیایی به برم

با دعای تو شوم جز سپاه فرجش

آن امام راس سپاه و این امامم سرورم

 

تعجیل فرج حضرتش صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

/ 0 نظر / 9 بازدید