شب سوم حرم رفتن و شعر شب سوم...

به نام مولایم رضا علیه اسلام

شب سومم مشرف شدم حرمو اینم شعر شب سوم.

فقط چون شعر امشب روضس لطفا اگر حال معنوی ندارید نخونید و کپی کنید یک وقت مناسب افتخار خوندنشو بدین. ممنون از همه.

نازنیا، چه بگویم، چه سرایم، شب سوم چون است؟

شب سوم شد و از روضه ی گودل من حیران است

مادرش حضرت صدیقه دهد اذن سرایش حتما

خود به هر مصرع من لطمه زن و گریان است

آماده می شوم که روضه ی مقتل شروع کنم

مادرش غش نکند، روضه سر جانان است

موی او را بگرفته، به گلو کارد زند

بر فراز تل نگر، خواهر او نالان است

آسمان گشته چرا سرخ، غبار خونی!

نکند خاتمه ی جان، امام جان است

خارج از گودال گشته، عرق سرد کند

چهره اش همچو سگان گشته چرا لرزان است

زیر پیراهن او خون روان می بینم

مادر حضرت ارباب، نفهمد که سری پنهان است

چو سر نیزه شد آن راس مبارک، تابید

در شب فتنه، چراغ دل هر انسان است

بهر انوار الهی، شهی منتقم است

پسر آخر زهراست، مجری قرآن است

 

تعجیل فرج حضرتش صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

/ 0 نظر / 20 بازدید